X
تبلیغات
رایتل

مقالات مریم غفاری جاهد

مقالات چاپ شده مریم غفاری جاهد (دکترای ادبیات فارسی و منتقد برگزیده پنجمین جشنواره نقد کتاب)

ترجیع بندی برای شاعران جوان ، فتح الله بی نیاز ، نشر افراز ، چاپ دوم 1387

برگزیده جایزه تکنیکی ترین رمان سال 1387

نامزد جایزه ادبیات متفاوت 1387

نامزد جایزه ادبی اصفهان 1387

خلاصه رمان

مهندسی ایرانی در جریان مسافرت کاری به روس با مردی به نام شیدلوفسکی ، آشنا شده ، با او درباره فرهنگ و ادبیات گفت و گو می کند . شیدلوفسکی برای او داستان شاعری روسی را باز گو می کند که به خاطر چاپ نشدن اشعارش نقشه قتل چهار ناشر مافیایی که او را تحقیر کرده اند را می کشد . به گفته مرد


 

روسی، او این تصمیم را توسط نامزدش نادژدا و پسر عمه اش، آلکسی به اجرا می گذارد و پس از معدوم کردن اجساد، با نامزدش از کشور می رود و پلیس نمی تواند ردی از آنها پیدا کند . راوی ایرانی که به داستان شک دارد خود به دنبال پیدا کردن اصل ماجرا شروع به تحقیق می کند و می فهمد که هم دستان شاعر از همکاری با او سر باز زده اند ؛ نادژدا که تصمیم به ازدواج با آلکسی گرفته، او را ترک کرده وقتلی اتفاق نیفتاده و شاعر در اوج ناامیدی خودکشی کرده ا ست . راوی ایرانی پس از دیدن دوباره دوست روسی اش، در می یابد این شخص همان آلکسی است  که با خیانت به شاعر او را به  ناامیدی کامل کشانده و موجب خودکشی او شده است .

نوع داستان

این رمان را از منظر فراداستان و داستان های پست مدرن می توان بررسی کرد :" اصطلاح فرا داستان به رمانها و داستانهایی گفته می شود که از خود آگاهی پر مفهومی که درباره خود داستان هم هست صحبت به میان می اورد "( پارسی نژاد،143)

به عبارت دیگر:

"فراداستان طبق نموداری که منتقدین رسم کرده اند درست میان منطقه داستانی و نقد قرار می گیرد به عبارت ساده تر قالب و ساختار فراداستان بیشتر شبیه داستان است و تفسیر و تحلیلی که در بطن این قبیل اثار صورت می پذیرد تا آنجا که داستان به نقد خود می پردازد این اثار را به نقد شبیه می سازد ."( همان،143)

داستانی که شیدلوفسکی می گوید از زبان خودش نقد می شود  :"در اینجا مجبورم به رمان های پلیسی و جنایی اجتماعی اشاره کنم که ریموند چندلر ان را باب کرده بود چون قتل هایی که یوری و نادژردا مرتکب شده بودند با عناصر این نوع رمان ها بیشتر قابل توجیه است ."( بی نیاز،109 )

در جایی از داستان راوی روس می پرسد نادژدا چطور می تواند با چهار قتل در یک زمان کنار بیاید ؟ همچنین خود با طرح سوال منتقدین که ممکن است بگویند شرح زندگی یکی از ناشرین کافی بود می گوید :"من در اینجا از نگاه جدیدی استفاده کردم که تازگی دارد و موضوعی مثل فرهنگ را حجمی می دانم شبیه مکعب مستطیل و فاقد مرکزیت به معنای شناخته شده آن . من به همین دلیل چهار وجه از این هشت وجهی را کامل کردم ."(همان،83)

از منظر پست مدرنیسم نیز عدم قطعیت وقایع داستان واعمال شخصیت ها را می توان موید این سبک دانست . راوی روس پیش از آنکه اعتراف کند داستانش دروغ بوده می گوید :"خوشبختانه یوری همه چیز را ضبط کرد من سه بار و بعضی بخش ها را چهار یا پنج بار گوش دآدم "(همان،62)

عدم قطعیت موجب می شود نفهمیم ایا بازجویی و قتلی اتفاق افتاده یا نه اما در اصل میدانیم اعترافات این ناشران واقعیتی است که در نظام حاکم وجود داشته و این چهار ناشر مشتی از نمونه خروارند که به واقعیتهای هولناکی اعتراف می کنند .

یوری در دفتر خاطرات خود درباره یکی از ناشران نوشته است : "بعد ها که توی چنگ من گرفتار شود خواهد گفت : من اشتباه کرده بودم شعرهای شما به دلیل دیگری چاپ نشدند و آن حرف را باید به شاعر دیگری می گفتم ...تازه راستش را بخواهی ویراستار ما از قیافه شما خوشش نیامد . یعنی دقیق تر بگویم فکر می کرد اگر پای شما به نشر ما باز شود کارمندهای دختر و دختر هایی که تازه به نویسندگی و شاعری رو می اورند بیایند طرف شما که جوان تر و خوش قیافه ترید ..."(همان،48-49)

این نوشته ها نشان می دهد که اعترافاتی که از زبان ناشران نقل می شود تخیلات خود شاعر است درباره حرف هایی که احتمالا آنها در بازجویی خواهند زد . بنابراین داستان از این جنبه قابل بحث است و نمی توان نظر قطعی درباره ان صادر کرد . در جای جای داستان مسائلی از این قبیل به چشم می خورد که خواننده مابین راست و دروغ متحیر می ماند و نمی داند کدام قضیه حقیقت دارد و کدام از تخیل یکی از شخصیت ها سر چشمه می گیرد و یا سهم شیدلوفسکی در این اعترافات و نقل وقایع چقدر است . در جای دیگری شیدلوفسکی می گوید کاترینا قصد داشته به خاطر یوری فداکاری کند و با ایجاد  ارتباط با یک ناشر، اشعار یوری را چاپ کند اما آن ناشر که ناشر شریفی بوده  " در برابر نوع دوستی کاترینا زانو زد و گفت این اشعار به هیچ حربه ای نیاز ندارند حتی اگر آن حربه زیبا ترین زیبا رویان باشد "(ص153) اما این حرف هم دروغ است و کاترینا چنین کاری نکرده است .

درونمایه

این رمان دارای درونمایه ای سیاسی و فرهنگی و اجتماعی است ؛ زیراهمچنانکه نوع زندگی شخصیت های داستان را نشان می دهد و بر نفوذ سیاست  و اوضاع اقتصادی و اجتماعی  بر شخصیت و وقایع داستان تاکید می ورزد ؛ بنابراین در ردیف رمان های رسالتی و اجتماعی قرار می گیرد .

الف- درونمایه سیاسی

بعد سیاسی این رمان بیش از هر چیز نمود دارد و بیشتر به نظر می اید طرح مسائل سیاسی تاثیر گزار، مورد نظر بوده نه یک داستان . عقایدی که در این رمان مطرح می شود همه از منظر دید سیاستی است که بر فرهنگ تاثیر گذاشته است .

در این رمان از چند منظر با سیاست روبرو می شویم .

1.        اشنایی با رهبران سیاسی شوروی که شخصیت های واقعی هستند و اساس وقایع روسیه به انها بازمی گردد .

آنچه در این کتاب درباره شخصیت های مهم روسیه گفته می شود همان چیزهایی است که در کتابهای مربوط به تاریخ سیاسی روسیه می خوانیم جملاتی که شیدلوفسکی از استالین نقل می کند مبین نظر او راجع به ادبیات و پدید ارندگان آن است که در متن کتابهای تاریخی موجود است؛ مانند این سخن لنین که از زبان شیدلوفسکی گفته می شود  :

" فعالیت خلاق در قلمرو ادبیات و هنر باید ابستن روح مبارزه در راه کمونیسم باشد باید دل ها را سرشار از نیرو گرداند سرشار از نیروی اعتقاد ، باید اگاهی سوسیالیستی و انضباط جمعی را بپروراند ." (همان،94)

2.       عقیده شخصیت های داستان در قبال سیاست ، وطن و جنگ

پوچ بودن سیاست و عقاید سیاسی مردمی که دل به کسانی بسته اند و به خاطر آنها زندگی خود را باخته اند ،  در این رمان دیده می شود . راوی از هر فرصتی برای گفتن حرف سیاسی یا قضیه ای مربوط به تاریخ سیاسی استفاده می کند و عقیده خود را می گوید .

همچنین کلیاتی از تاریخ کشورها را در میان داستان می گنجاند که چند بعدی بودن داستان را از نظر زمان و مکان ، نشان می دهد "فقط کافی بود که روز موعود فرا برسد آنوقت ما یاد هزاران چهار مقتدر قرن بیستم می افتادیم مثلا فردیناند مارکوس فیلیپینی یا شاه شما و اوارگی اش بعد از آنهمه شوکت و عظمت ، هو شدن پینوشه در شیلی بعد از چکمه پوش های رعب انگیزش و نیکلای چائوشسکو که می گفت اگر درخت گلابی گیلاس بدهد حکومت ما حکومت کارگران و زحمتکشان هم کنار می رود و به پشتیبانی طبقه کارگر می نازید ،اما سرانجام همان کارگران خود و زنش را اعدام کردند ."( همان،146)

3.      تاثیر سیاست بر ادبیات و فرهنگ

از نظر رهبران سیاسی روسیه، ادبیات  به طور کلی باید در اختیار القای تفکرات سیاسی باشد .به همین دلیل است که شیدلوفسکی می گوید :"در کشور هشت میلیون شاعر ،هشت میلیون فاسد و هشت میلیون خبر چین روس هر اتفاقی که می افتد باید قبلا به مافیا گفته شود . ما ملت روس نمی توانیم بدون  تزار یا لنین یا استالین یا یک حزب ذاتا فاشیستی مثل حزب کمونیست و به طور کلی یک مافیا زندگی کنیم چون خودمان خودمان را می خوریم .ما باید از پدر خوانده هایمان اجازه بگیریم . این در خون و خاطر ماست نه فقط در منافع روزمره مان ."(همان،29)

یوری کسی است که می خواهد خلاف این قاعده شنا کند و موفق نمی شود و تمام عناصر به مخالفت او بر می خیزند .

4.   نقش ناشران در سیاست

ناشران که تبدیل به مافیا شده اند در همه چیز نقش دارند و به خاطر داشتن ثروتهای کلان ، سیاست و سیاستمداران را هم تحت تاثیر قرار داده  اند چنانکه  زورین می گوید :"من برای تحکیم منافع مردم مدتهاست که از اصلاح طلبی دفاع می کنم . برای کاندیداهای اصلاح طلب کلی هزینه کردم و خودمو در معرض خطر قرار دادم ."(همان،20)

این ناشران بیش از آنکه فرهنگی باشند سیاسی اند .کار نشر که شریان اصلی فرهنگ یک کشور است در دست عده ای کلاش سرمایه دار است که تنها کار هایی را چاپ می کنند که به نفعشان باشد این نفع شامل نفع اقتصادی و استفاده لذت جویانه است .

سر انجام جایزه بهترین ناشر و بهترین کتاب هم به آنها تعلق می گیرد و چنین می شود که هنرمندان واقعی محکوم به مرگ می گردند .

جوان شاعر در پاسخ یکی از ناشران که می پرسد چرا به ناشر ها پیله کرده می گوید :"چون زخمی که اونا به شاعران و مردم می رسونن دردناکتره در ضمن اونا تولید کننده فرهنگ و سیاست حکومتند ."(بی نیاز،12)

ب- درونمایه اجتماعی فرهنگی

مسایل اجتماعی و فرهنگی رمان شامل تاثیر اقتصاد بر زندگی خانوادگی ، عقاید راوی و سایرین درباره جامعه روس و کل بشریت، خیانت زنان و مردان به یکدیگر است .

نقشی که اقتصاد در سر نوشت انسان ها دارد غیر قابل انکار است .همه چیز از بی پولی یوری شروع می شود که نمی تواند کتابش را چاپ کند و ناچار دست به دامن ناشران مافیایی می شود؛ از آن سو فقر آلکسی موجب جدایی همسرش و جوش خوردن او با نادژدا  و به آخر خط رسیدن یوری است.

در این رمان عقاید زیادی مطرح می شود . هر کدام از شخصیت ها عقاید خود را مستقیما بیان می کنند . بیشتر این عقاید بر بدبینی نسبت به انسان استوار است و بیشترین این عقاید از زبان شیدلوفسکی بیان می شود که خودش انسانی به ظاهر مهربان اما خیانتکار است . او هم خیانت دیده و هم خیانت کرده و به نتایج جالبی رسیده است:

"من تمام تاریخ را چند بار خواندم و شخم زدم سرانجام به این نتیجه رسیدم که نیروی محرکه تاریخ نه مبارزه طبقاتی بوده نه جنگ نه توسعه طلبی و نه گرایش بشر به پیشرفت علمی یا فرهنگی بلکه همه اینها بوده به علاوه دو عامل مهم و اساسی دیگر . خباثت و زیبایی ... "(همان،90)

شیدلوفسکی درباره استالین و هیتلر وآدمهای شبیه او می گوید :"خوبی اونا اینه که پوچ بودن تمام معادلات اخلاقی را ثابت کردن . اونا ثابت کردن که ما آدم ها برای پاره کردن گلوی یکدیگر به دنیا آمده ایم ."(همان،25)

در عوض، مهربانی های کاترینا و نادژدا به بلینکوف و حرف های انسان دوستانه بلینکوف خلاف این گفته ها را ثابت می کند. در این داستان ضد و نقیض ها یی دیده می شود که آگاهانه در خدمت سبک داستان و به فکر واداشتن خواننده قرار دارند .

کاترینا در نظر آلکسی زنی بدسیرت است هر چند قدر محبت را می داند؛ اما تصویری از او به راوی ایرانی نشان می دهد که او را در ردیف کثیف ترین زنان قرار می دهد . بر خلاف این نظر، بلینکوف به او می گوید :" زیبا بی آنکه نیک باشه زیبا نیست و نیک بی آنکه زیبا باشه نیک نیست ...و شما کاترینا هم زیبایید هم نیک "(بی نیاز،33)

خیانت ناشران به زنان و دوستانشان و خیانت زنان به شوهرانشان از موضوعات برجسته ای است که در این رمان مطرح می شود . همه شخصیت های داستان به نوعی خیانت کارند غیر از یوری و بلینکوف که هر دو اینها محکوم به مرگ می شوند .

در صفحات این کتاب عشق وجود ندارد. عشق  یوری شاعر به نادژدا در لابلای غم و اندوه گم می شود و ابراز نمی گردد. عشق کاترینا به آلکسی فدای پول و شهرت می شود و بلینکوف که زندگی خود را بر سر عشق گذاشته در پایان آنرا پوچ می شمارد . عشق خواب و خیالی بیش نیست زندگی صحنه بازی غم  آلودی است که پول حرف اول را می زند و شاعر دلشکسته را به انتقام وا می دارد؛ اما در این راه هیچکس حمایتش نمی کند غیر از کاترینا که قصد دارد به او کمک کند و دلداری اش می دهد . خوبی و بدی از هم تفکیک ناپذیرند . همچنانکه آلکسی و نادژدا با همه خوبی هایشان سر انجام خیانت می کنند .

 

منابع

·         بی نیاز، فتح الله، ترجیع بندی برای شاعران جوان ، نشر افراز ، چاپ دوم 1387

·         پارسی نژاد، کامران، نقد ادبیات منطبق با حقیقت ، خانه کتاب ،1387