X
تبلیغات
رایتل

مقالات مریم غفاری جاهد

مقالات چاپ شده مریم غفاری جاهد (دکترای ادبیات فارسی و منتقد برگزیده پنجمین جشنواره نقد کتاب)

[1]

افسانه و حکایت جزءتفکیک ناپذیر ملل مشرق زمین است . از دیر باز عامه مردم وداستانپردازان تخیل و واقعیت را در هم امیخته [2]،اساطیری را به وجود اورده اند که حکایت از ذهن خلاق انان دارد . در این رهگذی افراد سرشناس که در میان مردم به علم و فضل مشهور بودند از دستبرد داستان پردازان در امان نمانده اند . نادانی و ساده لوحی عوام یکی از دلایل این اسطوره سازی است زیرا انان هر انچه که با عقل جور در نیاید به امور ماورایی نسبت می دادند.

 یکی از علمایی که بسیار در موردش داستان پرداز ی کرده اند شیخ بهایی است. وی به علت اشنایی با اکثر علوم زمان خود چون مهندسی ،ریاضی ،نجوم و علوم ماورایی چون رمل و اسطرلاب و جفر در نظر مردم دارای شخصیتی غیر عادی است و چون در دستگاه حکومت داخل بوده فردی معروف و سرشناس است . در این مقاله سعی شده با مراجعه به زندگی و شرح احوال شیخ ،صحت و سقم افسانه ها و کارهای خارق العاده ای که به وی نسبت می دهند بررسی شود . نتیجه این که در این بررسی برخی حکایت به صواب نزدیکتر  برخی به کلی مردود است . به طوریکه از درک ناچیز و ذهن ساده  مردم ان زمان حکایت می کند و در این راستا عظمت شیخ بهایی را در نظر انان نشان می دهد .

کلید وازه : شیخ بهایی ،اسطوره ،حکایت ،عوام

مقدمه

هر ملتی مطابق با فرهنگ و ایین های خود چیزهایی را گرامی می دارند و برای ان احترام قائلند در میان ملل مسلمان این احترام شامل ان چیزهایی است که به نوعی در ارتباط با اعتقادات پذیرفته شده انها باشد در این رهگذر افرادی که در عین ساده زیستی دارای اوازه علم و رفتار خدا پسندانه باشند در راس علایق مردم قرار می گیرند به ویژه در روزگاری که هنوز اعتقادات هنوز رنگ نباخته و دامنه معلومات عوام نیز فاصله زیادی با علمای عصر دارد . چنانکه در عصر صفویه شاهد اعتبار علمایی چون میرداماد ،میر فندرسکی و شیخ بهایی در میان مردم و حتی در دربار شاهی هستیم .

"شیخ بهایی یکی از درخشانترین چهره های علم و ادب و از شناخته شده ترین دانشمندان و پر اوازه ترین انهاست که وجود او و چند تن دیگر دوره تاریک و مظلم صفویه را تا حدودی تابناک کرده بود . او در تمام معارف و علوم و فنون ان روزگار تبحر و اطلاع داشت ."(آجرلو ،ص65)

"وی در سال 953در بعلبک متولد شد و به سال 1030در شهر اصفهان در گذشت . پدرش که شاگرد شهید ثانی بود در حوالی سال 961 به هدف فرار از "اهل طغیان و نفاق" و پیوستن به"دولت ایمان و وفاق "به دعوت شیخ علی منشار که بعدا تنها دخترش همسر شیخ بهایی شد عازم اصفهان شد و در پی ان سالها در طول سلطنت شاه طهماسب شیخ الاسلام شهرهای قزوین و هرات بود اما در نهایت در سال 983 با اجازه طهماسب ایران را به قصد بحرین ترک کرد در حالی که شاه چنین اجازه ای به فرزندش شیخ بهایی نداد رفتن او از ایران در واقع نوعی گریز از فضای سیاسی به سمت یک فضای معنوی بود . وی در انجا به فرزندش نوشت اگر طالب دنیاست به هند برود اگر خواستار اخرت است به بحرین بیاید و اگر هیچکدام را نمی خواهد در ایران بماند . خود شیخ نیز بعدها گفت پدران ما در جبل عامل مشغول علم و عبادت بودند اما وقتی ما اب عجم خوردیم همه اینها از ما گرفته شد "(جعفریان ، ص 245)

به تصریح دانشمندان همعصرش وی از دانشمندان بزرگی است که علوم فراوانی را می دانسته و از طریق ان کارهای بسیار مفیدی انجام داده است .

"شیخ بهایی نه تنها یک فقیه بلکه ادیب ، ریاضی دان ، منجم ،یک چهره فرهنگی سیاسی شاخص است که تاثیر مهمی در ادبیات دینی و علمی این دوره و پس از ان از خود بر جای گذاشته است ."(همان ،145)

"شیخ بهایی در علوم مختلف فقه و حدیث و تفسیر و ریاضی و علوم غریبه و روانشناسی و عرفان سر امد است دانشهایی مثل تعبیر خواب ،هیپنوتیزم و جفر ،علم عدد و حروف که از علوم غریبه محسوب می شوند . شیخ بهایی در بخشی از این علوم مثل جفر جامع ،جفر ابیض ،رمل  فالگیری مهارت تام داشت . علامه مجلسی اول نقل می کند :روزی شیخ بهایی به من گفت :من مسائل کتاب قواعد حلی را می توانم از جفر جامع استخراج کنم . گفتم بدین معنی که کل کلمات قواعد علامه در جفر جامع هست و اگر جمع کنید قواعد علامه پدید می اید؟ در جواب فرمود این را همه کس می داند من به عنوانی دیگر می دانم ...من فی الجمله از گذشته ها خبر دارم "(مهدی پور ،40)

وی شاگردان زیادی در علوم مختلف تربیت کرده که هر یک عالم زمان خود بوده اند و هر کدام از انان از مقام بالای علمی وی تمجید نموده اند ."

شیخ الاسلام والمسلمین محمد بن حسین بن عبدالصمد رجبعلی عاملی حارثی مولف سلافه در حقش گفته :علامه بشر است و مجدد دین ائمه بر سر قرن یازدهم ریاست مذهب و ملت به او رسید و براهین قاطعه و ادله به او استوار شدند و فنون دانش را فراهم اورد و بر ان اتفاق بسته شد به اصناف فضل یگانه بود و دیده و گوش را خیره کرد ..."(قمی ،ج3 ص 95)

اوضاع اجتماعی- فرهنگی دوره شیخ

در بررسی اوضاع و احوال ان روزگار با مردمی مواجه می شویم که در کمال سادگی و بی دانشی به سر می برند .

"در روزگار صفویه علم و دانش سستی گرفته و حکما و اندیشمندان مورد تعقیب و لعن فقیهان و خشک مغزان بودند "(تلاش ص 65)

مردم عادی و شیخ بهایی از نظرگاه علوم در دو قطب مخالف قرار دارند و طبیعی است که درک انان از میزان علم وی و تطبیق دادن با عقل خود اندک است بنابراین ،در نظر مردم به شخصیتی غیر طبیعی تبدیل شده اند اما پیش از انکه به علت اسطوره شدن وی بپردازیم باید ببینیم شیخ به چه دلیل در میان مردم معروف بوده و سر زبانها افتاده است .

1-           یکی از علل معروفیت او نزدیکی به شاه است . به طور طبیعی شاه فردی است که اخبار مربوط به او انتشار می یابد و اشخاصی که به وی نزدیک باشند نیز در سایه این معروفیت قرار می گیرند "در واقع شاه و شیخ در یک چیز به هم شباهت دارند و ان اینکه هر دو جدا از شخصیت تاریخی ،نوعی شخصیت اسطوره ای نیز در تاریخ ایران داشته و نامشان همیشه زبانزد مردم به ویژه زبانزد زبانزد مردم اصفهان بوده است ."(جعفریان ف244)

نزدیکترین علما به شاه عباس شیخ بهایی بود  شاه نسبت به او علاقه و توجه خاصی داشت به طوی که در سفرها و لشگرکشی های خود شیخ را همراه می برد و هر وقت فرصتی می یافت به خانه اش می رفت و از مصاحبت وی استفاده می کرد .

2-           دلیل دوم کارهای عمرانی است که وی با کمال مهارت بدون نقص انجام می داد و موجبات خرسندی شاه و مردم را فراهم می کرد . شیخ بهایی با استفاده از علوم و موقعیت سیاسی خود در دربار شاه عباس توانست خدمات ارزشمندی انجام دهد بیشترین کارهای وی را در زمینه مهندسی نام برده اند و بساری از بناهای اصفهان را به وی نسبت می دهند که چندان هم غریب نمی نماید که کار او باشد ." برخی پژوهندگان بر این عقیده اند که بسیاری از بناهای معروف دوره صفویه نتیجه تدبیر و طراحی او بوده است هر چند بعضی نیز بر این قول به دیده تردید می نگرند اما اگر طراحی و ساخت تمام عمارت مسجد شاه اصفهان محل تردید باشد شک نیست که ساخت شاخص تعیین کننده اوقات شبانه روز یا ساعت افتابی از ان اوست ."(دامادی ،49)

" در مدرسه جنوب غربی مسجد ، قطعه سنگ ساده ای به شکل شاخص در محل معینی تعبیه شده است که ظهر حقیقی اصفهان را در چهار فصل نشان می دهد و چنانچه می گویند محاسبه ان را شیخ بهایی دانشمند و فقیه و ریاضی دان معروف شاه عباس انجام داده است ."(همان 49)

خواه ناخواه وقتی ساختمانی با ویژگی های منحصر به فرد ساخته شود مردم درباره نحوه ساخت و سازنده اش صحبت می کنند و اوازه اش دهان به دهان می گردد . ویژه که شیخ وسیله ای برای تعیین وقت  شرعی ظهر ساخته بود که بسار برای مردم نماز خوان مفید بود .

3-           وی دارای مقام شیخ الاسلامی نیز بود ." شیخ الاسلام در خانه خود به دعاوی شرعی و امر به معروف و نهی از منکر می رسید طلاق شرعی را نیز در حضور او می دادند و ضبط مال غایب و یتیم اغلب به او رجوع می شد ."(همان ،33)

به این ترتیب مردم با او در ارتباط مستقیم بودند .

4-           نوشتن کتابی چون کشکول که به خاطر سادگی حکایاتش نزد همه معروف شده دهان به دهان می گشت . کشکول کتابی ساده است که مایه هایی از طنز در ان است و در عین حال تعلیمی نیز هست به همین دلیل انها که سواد خواندن و نوشتن هم نداشتند حکایاتش را شنیده بودند و گوینده را می شناختند .

معروفیت شیخ بهایی به تنهایی نمی تواند موجبات علاقه مردم را فراهم کند در علت محبوبیت شیخ بهایی نیز باید مواردی را نام ببریم از جمله اینکه :

1-           وی با وجود اینکه در دستگاه سلطنت دارای منزلتی بود اما بی اعتنایی به امور دنیا از ویژگی های او بود که همه می دانستند و برخی گمان می کنند در اواخر عمر رو به درویشی اورده است .

"داشتن منصب شیخ الاسلامی برای شیخ بهایی نباید به این معنا دانسته شود که کاملا در خدمت شاه عباس بوده است او عالمی برجسته و فقیهی وارسته بوده است که شاه با کمال افتخار با وی رفت و شد داشته و شیخ نیز از نفوذ خود تا حد امکان برای اصلاح اوضاع استفاده می کرده است کاری که با روحیه استبدادی شاه عباس بسیار دشوار بوده است یکبار که شاه عباس در ایام محرم دستور چراغانی و اتش بازی داده بود شیخ به اقدام شاه اعتراض کرد . شیخ بهایی خود در کشکول خویش این سخن پیشینیان را اورده است که می گفتند بدترین علما کسی است که به شاهان نزدیک شود و بهترین شاهان شاهی است که به علما نزدیک شود ."(جعفریان،247)

2-           شیخ بهایی در دوره ای زندگی می کند که وجود دسته های مختلف شیعه و سنی عرصه را به مردم تنگ کرده تازه شیعه گری در ایران رو به افزایش گذاشته است که این افزایش تا حدودی مرهون خاندان صفوی است گر چه خرافات مذهبی و بدعت  در عزاداری از همین زمان وارد شد . شیخ بهایی به علت شیعه بودن در میان مردم برای خود جایی باز کرده است .

"در ان عهد تنها نقطه اجتماع و اتصالی که این عناصر مختلف و متضاد از مردم ایران را با همدیگر مربوط می ساخته و در مقابل بیگانگان ملت واحدش قرار می داده فقط کلمه مذهبی تشیع و در ضمن ان علاقه مخصوص ایرانیان به تخت و تاج صفوی است ."(دامادی ،17)

3-           از طرفی شیخ دارای اخلاقی است که با همه اقشار مردم دمخور می شود و مذهب خود را پنهان می کند تا جایی که هم او را پیرو مذهب خود می دانند "سید نعمت الله جزایری اظهار داشته : شیخ بهایی با دسته جات مختلف مردم معاشرت و رفت و امد داشت و با هر فرقه ای مناسب با ان ایین و رویه با انها رفتار می کرد تا به حدی که برخی از علماءاهل سنت وی را از خود دانسته  اظهار داشته اند وی سنی مذهب است ."(ساعدی خراسانی ،ج7، ص 316)

در توضیح این مساله چنین می توان گفت که وی به این دلیل خود را موافق همه مذاهب نشان می داده که با هر طایفه بتواند وارد بحث منطقی شود و انها را با حقیقت اسلام اشنا کند .

1-              خصیصه دیگر شیخ خدمتگزاری و دستگیری وی است که از بذل علم و انفاق مال و خدمت به خلق کوتاهی نداشته و با همه جاه و مقام با روی گشاده از ارباب حوایج استقبال می کرده و استانه منزلش پناه مستمندان و درون خانه اش پرورشگاه ایتام بوده است ."(شانه چی ، ش 18 ،ص 53)

دلایل اسطوره شدن شیخ

حال با این تفاصیل می پردازیم به عللی که وی را تبدیل به قهرمان اسطوره ای مذهبی کرده است .

یکی از این علتها ویژگی مردم ان دوره است :

"سید باقر الفت در کتاب کلیات می گوید مردم ان عصر برای هر مطلوبی فوق حد کمال را طالب بوده اند  موافق روح و رسم زمانشان در خصوص عقاید و عادات از قبیل تسنن یا تشیع تصوف یا تشرع و نسبت به هر علم و هر عادتی حتی در زیاده شستن دست و یا هیچ نشستن روی و طرفداری از فلان شهر یا جانفشانی در حفظ حدود فلان محله و خلاصه نسبت به جمیع اصول و فروعهای روحانی و شاخ و برگهای اجتماعی به راه مبالغه و افراط می رفته اند ."(دامادی ، 11)

با این تعاریف طبیعی است که چنین مردمی که دارای طبع بزرگ نمایی هستند شخصیتی چو.ن شیخ را چند برابر بزرگتر نشان دهند و در ردیف اولیای خدا بنشانند .

از طرفی مردم شیخ را از ان خود و جامعه و مذهب خود می دانستند و بزرگی او موجب افتخار انان بود بنابر این هدفی در بزرگتر کردن او داشتند تا خود و سرزمین خود را بهتر از انچه هست نشان دهند .

نکته دیگر شخصیت علمی شیخ است . علوم غریبه ایکه شیخ بهایی به پشتوانه انها بناهای عجیب می ساخت و کارهای خارق العاده می کرد در نظر مردم علمی ماورایی بود که عقل انها از درک ان عاجز بود . شیخ بهایی از اسطرلاب برای مهندسی و تعیین جهت قبله استفاده می کرد و از علوم غریبه ای چون رمل و جفر خبرداشت و این برای مردم عامی قابل فهم نبود و این شد که او را متصل به عالم دیگر می دانستند.

اصولا این ویژگی در هر ملتی هست که اگر کسی را دوست بدارند خوبی هایش را چند برابر و اگر بد بدارند بدی هایش را چند برابر می کنند . درباره شخصیتهای محبوب ایرانی نیز چنین اتفاقی رخ داده است . برای مردم عوام که اعتقاد قوی مذهبی هم دارند علوم عادی که مربوط به دنیا و نیروهای عادی طبیعت باشد اهمیتی ندارد انها دوست دارند هر چیزی را به ماوراءطبیعت نسبت دهند و عالمی را دارای ارزش می دانند که با اتکا به نیروهای غیبی عملی خارق العاده انجام دهد در این راستاست که کارهای عمرانی شیخ بهایی به دلیل علم بالای او دارای شگفتی هایی است در نظر مردم معجزه و کرامت می شود و به موجب طبع داستان پرداز خود یک کلاغ را چهل تا کرده با اب و تاب برای هم شرح می دهند .

"درباره کرامات شیخ بهایی داستان ها نقل کرده اند که بی شک نمی توان انها را به اسانی باور کرد مگر انکه ادمی بپذیرد که با تمرین و ریاضت می توان به خوارق عادات و اعمال ویژه دست یافت . نکته این است که صاحب کرامت و اعمال شگفت از قدرتی که خداوند به او داده برای چه منظوری استفاده کند ایا قصد او اجرای بعضی اعمال نمایشی  و جمع کردن مردم به دور خود و سرانجام افزودن به مریدان خویش است و یا این اعمال وسیله بیدار کردن منکر و مخالف و جذب او به این حقیقت است که ورای ماده و انچه با حواس ظاهری درک کردنی است حقیقتی دیگر نهفته است که بی دلیل و برهان نمی توان به نفی و انکار ان دست زد .(دامادی ،ص45)

افزون بر جنبه های فقهی،شخصیت شیخ بهایی در ذهنیت مردم اصفهان همراه با نوعی دانش طبیعی مخصوص مشهور بوده است . نسبت دادن ساختمان حمامی که سالها با یک شمع اب ان گرم می شده و نیز ساختن ساعت خورشیدی ، معماری جامع عباسی و نیز نقشه توزیع اب زاینده رود ،معماری بنای مرقد امام علی و ...همه و همه نوعی شخصیت علمی اسطوره ای برای شیخ ایجاد کرده است .(جعفریان ،29)

افسانه و حکایت

داستان های که به شیخ بهایی نسبت داده اند چند گونه است :

1-                  یک دسته از حکایت مربوط می شو د به کارهای عمرانی وی که نمی توان درباره انها نظر قاطع داد زیرا پس از گذشت سالها روبه ویرانی گذاشته و ان خاصیت اولیه را که مردم مدعی انند ندارد .

از کارهای شگفتی که به شیخ بهایی نسبت می دهند ساختمان گلخن گرمابه ای است که هنوز در اصفهان از ان زمان مانده و به حمام شیخ بهایی یا حمام شیخ معروف است  ان حمام در میان مسجد جامع و هارونیه در بازار کهنه نزدیک بقعه معروف  به درب امام واقع است و مردم اصفهان از دیرباز همواره عقیده داشته اند که گلخن ان گرمابه را بهایی چنان ساخته بود که با شمعی گرم می شد و در زیر پاتیل گلخن فضای تهی تعبیه کرده و شمعی افروخته و در میان ان گذاشته و ان فضا را بسته بود و شمع تا مدتهای مدید همچنان می سوخت و اب حمام بدان وسیله گرم می شد و خود گفته بود اگر روزی ان فضا را بشکافند شمع خاموش شود و گلخن از کار بیفتد و چون پس از مدتی به تعمیر گرمابه پرداختند  ان محوطه را شکافتند و شمع خاموش شد و دیگر از ان پس نتوانستند بسازند .(دامادی ،53)

در مورد این حمام و شمعی که انرا گرم می کرده با توجه به تمدن ایرانیان می توان توجیهی منطقی برای ان پیدا کرد . مطمئنا هیچ یک از کسانی که درباره این حمام اظهار نظر کرده اند شمعی که انرا گرم می کرده ندیده اند و تنها نامی از ان شنیده اند و می توان با دیدی خوشبینانه تصور نمود حمام شیخ با ابتکاری بی نظیر با وسیله ای همچون ابگرمکن های فعلی که دارای شمعک هستند با سوختی مثل گاز گرم می شده و عوام پنداشته اند تنها یک شمع منبع گرما است . به هر حال صحت این ادعا مورد تردید است .

همچنین در باره نحوه ساخت عمارت مدرسه چهارباغ اصفهان در ساحل زاینده رود که زمینی است باتلاقی چنین نقل می شود که وی پس از قرار دادن قطعات قطور ذغال چوب در پی ساختمان و شفته ریزی بر روی انها در جلو روی مردم سکه های طلا را داخل ان ریخته و از انها خواسته سکه ها را پیدا کنند و برای خود بردارند به این ترتیب مردم با به هم زدن خاک و اهک، شفته خوبی برای ساختمان فراهم کرده اند ومزدشان هم همان سکه ها بوده .. در این حکایت درایت و میزان درک شیخ از علم مهندسی نهفته است و باور ان بی اشکال است .

همچنین "گویند او ساعتی ساخته بود که به طور مداوم حرکت می کرد و به اصطلاح امروز خود کار بود و نیازی به کوک کردن و حرکت دادن نداشت .(اجرلو،67)

ایا می توان این ساعت را دارای انرژی پیل الکتریکی دانست ؟

2-                  برخی حکایات نشانگر میزان هوش و غلبه ایمان وی است که می تواند حقیقت داشته باشد که البته از وجود شاخ و برگهای اضافی خالی نیست نظیر حکایتی که در باب پیشنهاد شاه عباس به وی در باب مقام قاضی القضاة گفته شده است . این حکایت ازین قرار است که در پی اصرار شاه به شیخ برای پذیرفتن مقام قضاوت ، شیخ از او مهلت می خواهد سپس به مصلای خارج شهر رفته الاغش را به درختی می بندد و عصا را هم کناری می گذارد و منتظر می ماند تا اینکه رهگذری می اید . شیخ به او می گوید اکنون ساعت مرگ من فرا رسیده و زمین مرا خواهد بلعید تو اینجا بنشین و پس از مرگ من عصا و الاغ را بردار و برو به خانواده ام خبر بده که من مرده ام اما چون طاقت دیدن ملک الموت را نداری چشمانت را ببند و پس از خواندن هفتاد بار قل هو الله چشمت را باز کن . مرد چنین می کند و شیخ با شتاب خود را پنهان می کند و می گریزد و به خانه می اید و از اهل خانه می خواهد هر کس به سراغش امد بگوید از مصلا باز نگشته است . صبح فردا به نزد شاه می رود و قضایا را تعریف می کند . دیری نمی گذرد که در شهر شایع می شود که زمین شیخ بهایی را بلعیده است شاه هفتاد نفر معتمد واجد شرایط از 17 محله احضار می کند و همگی شهادت می دهند با چشم خود دیده اند که شیخ در زمین فرو رفته است . شیخ پس از این ماجرا به شاه می گوید :چگونه می توانم قاضی القضاة شوم با علم به اینکه مردم هر شهادتی بدهند معلوم نیست درست باشد .(منبع اینترنتی )

چنین مواردی بعید نیست رخ داده باشد زیرا شیخ با ایمان و اعتقادی که دارد طبیعی است که خود را در معرض شغلی که موجبات خطای ان بسیار است قرار ندهد.

3-                  دسته ای دیگر از حکایات مربوط به مسائل ماورایی است که کاملا ساخته ذهن داستان پرداز مردم است ."روزی شیخ بهایی با فقیهی بزرگوار به نام سید ماجد بحرینی روبرو شده بود . شخصی در حضور این دو بزرگو.ار از سید ماجد مسئله ای پرسید . سید به احترام شیخ بهایی مسئله را مختصر جواب داد . شیخ بهایی از وی خواست تا سوال را مفصل تر بررسی کند سید ماجد ابعاد گوناگون سوال و جواب را توضیح داد . شیخ بهایی که گویا می خواست توجه سید را به بخشی دیگر از حقایق جهان جلب کند ذکری خواند و تسبیحی که در دست داشت وردی بر ان خواند اب از دانه های ان جوشش کرد . از سید ماجد پرسید ایا با این اب می توان وضو گرفت ؟ سید در جواب گفت خیر زیرا این اب خیالی است نه ابی که از اسمان نازل شده و یا از زمین جوشیده باشد .(مهدی پور،68)

همچنین انتساب علم کیمیا به شیخ که قدرت طلا نمودن اشیا بی ارزش را بیان می کند نوعی قدرت معنوی را در او به اثبات می رساند که عوام به اشتباه انرا مادی دانسته اند حکایتی هست که شیخ در بازار دلش به حال پیرمردی که کفاشی می کرده می سوزد و مشته کفاشی او را با گرفتن در دست به طلا تبدیل می کند اما همان مرد با نگاه به مشته طلا انرا به حال اول باز می گرداند.(منبع اینترنتی )

حکایاتی نظیر این فراوان است از جمله اژدها نمودن چاقچور در حضور سفیر عثمانی (دامادی ،46) زنده کردن کبک یا گنجشکهای پخته در دکان بریانی (سایت اینترنتی ) فرو بردن مر کشک ساب به عالم خیال (منبع اینترنتی)

4-   دسته ای دیگر از حکایات در باب مقام معنوی شیخ نزد مردم است که درباره همه مردانی که به ایمان راستین شهرت دارند گفته می شود نظیر حکایتی که نقل است درباره کتابی که شیخ تالیف کرده و این حکایت نمایانگر این است که این کتاب در نظر عالم و عامی گرانقدر و مورد پسند خداست که به نسخه برداری از ان در عالم خواب سفارش کرده است ." از قطب الدین اشکوری است که گفت در شرح حال شیخ بهایی حکایت کرد برایم یکی از اعلام که از مولای فاضل کامل قاضی معزالدین محمد قاضی القضاة در مدینه اصفهان شنیده که گفت شبی از شبها یکی از ائمه را در خواب دیده به او فرموده کتاب "مفتاح الفلاح و دوام العمل" را بنویس و چون بیدار شدم و نام کتاب را هرگز از کسی نشنیده بودم از علماء اصفهان پرسش کردم گفتند ما هم هرگز نام این کتاب را نشنیده ایم . در این هنگام شیخ جلیل بهایی همراه قشون سلطانی در یکی از نواحی ایران بود و چون پس از مدتی به اصفهان امد نام کتاب را از او جست و جو کردم گفت در این سفرکتاب دعای بدین نام تالیف کردم جز اینکه به هیچکدام از یاران نام انرا نگفتم و به هیچ دوستی ندادم تا نسخه بردارد . من خواب را برای شیخ گفتم نسخه را که به خط خودش بود به من داد و نخست کسی بودم که انرا از خط او نسخه برداشتم .(قمی ،92)

در باره چگونگی اطلاع اواز مرگ و متوجه اخرت شدنش حکایاتی شبیه به هم در کتابهای مختلف نقل شده که شبیه حکایات فراوانی است که درباره بیشتر مردان حق می گویند .

" از مجلسی اول حکایت شده که در شرح حال استادش شیخ بهاءالدین گفته که شش ماه پیش از مرگش از گور بابا رکن الدین اوازی شنید و ما نزدیکش بودیم  به ما نگریست و گفت شما هم این اواز را شنیدید ؟گفتیم نه . او به گریه و زاری و توجه به اخرت پرداخت و پس از اصرار زیاد گفت به من خبر دادند که اماده مرگ باشم و پس از شش ماه فوت کرد .(همان ،95-96)

در هر صورت نفی  اثبات این حکایات تاثیری در ارزش و اعتبار امثال شیخ بهایی ندارد و او به خودی خود بزرگ بوده است و برای شناخت شخصیت واقعی وی تالیفات و کارهای عمرانی اش کافی است .


نتیجه :

با توجه به مواردی که ذکر شد معلوم می شود افراد معروف به ویژه که شخصیتی مذهبی باشند و در میان مردم جایگاهی برای خود کسب کرده باشند به طور عادی وارد زندگی عوام و حرفهای روزمره انان می شوند و مطابق با ذوق و سلیقه همان ها معرفی می گردند چنانکه حکایات و داستانهای مشهور هر سرزمین نشانگر فرهنگ مردم همان روزگار و همان مکان است چهره ای که از شخصیتهای معروف در نظر عوام باقی می ماند چنین حالتی دارد . حکایات نقل شده درباره شیخ بهایی از طرفی نشانگر سطح فکر پایین مردم عادی است که دارای اعتقادات قوی مذهبی مذهب از دید خودشان- هستند که البته در خرافات گم شده است و از طرف دیگر معروفیت و محبوبیت وی را در میان مردم می رساند در این میان غیر از مجمع علوم بودن شیخ باید اخلاق و شیعه بودن او را در نشر اوازه ای که موجبات اسطوره شدنش را فراهم اورده موثردانست .

منابع

  • دامادی ،محسن ،شیخ بهایی ،دفتر پژوهش فرهنگی ، چاپ دوم 1383
  • جعفریان ،رسول ،صفویه از ظهور تا زوال ،کانون اندیشه جوان ،1378
  • قمی ،شیخ عباس ،کمره ای ،محمد باقر ،مشاهیر دانشمندان اسلام ،کتابفروشی اسلامیه ،1351
  • مهدی پور،محمد ،دیدار با ابرار ، مرکز چاپ و نشر سازمان تبلیغات اسلامی 1371
  • ساعدی خراسانی ،محمد باقر ،روضات الجنات ،کتابفروشی اسلامیه ،1360
  • اجرلو ،مصطفی ،تللاش ،1350 ش:32
  • نامه استان قدس ش:17و 18
  • www.red_sea.parsiblog.com
  • www.peyaz.blogfa.com
  • www.friendsblogfa.com





[1] - چاپ خلاصه مقاله در همایش بزرگداشت شیخ بهایی- اردیبهشت 1386- اصفهان