X
تبلیغات
رایتل

مقالات مریم غفاری جاهد

مقالات چاپ شده مریم غفاری جاهد (دکترای ادبیات فارسی و منتقد برگزیده پنجمین جشنواره نقد کتاب)

دوشنبه 7 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 23:14

خانه های قدیمی تبریز(کتاب ماه تاریخ آذر 90)

خانه های قدیمی تبریز، محمدعلی کی نژاد، محمدرضا شیرازی، تهران، فرهنگستان هنر جمهوری اسلامی ایران، مؤسسه تألیف ترجمه و نشر آثار هنری ،1389، 140 صفحه

شیوه های معماری ایران

هنر و معماری در جهان پهناور اسلام دارای چهار دبستان یا شیوه است. این چهار شیوه عبارتند از: مصری ،شامی،مغربی و ایرانی .

طبق نوشته دکتر محمد کریم پیرنیا، شیوه ایرانی گسترده تر بوده شامل کشورهای میانرودان

 (عراق)ایران، افغانستان، پاکستان، جمهوری های فرارودی (ماوراءالنهر)ازبکستان، تاجیکستان،و... تا هند و اندونزی می باشد و همچنین شیخ نشین های پیرامون خلیج فارس(همچون عمان) و همه سرزمین هایی که ایرنیان در گسترش اسلام در آنها پیشگام بوده اند .

شیوه معماری هر سرزمینی با معیارهای زندگی و فرهنگ و ویژگی های آب و هوای ان در ارتباط مستقیم است. مهمترین ویژگی معماری خانه های ایرانی ، درونگرایی است که از دیرباز حضور پررنگی در طراحی نقشه خانه ها داشته است : «در سازماندهی اندام های گوناگون ساختمان و به ویژه خانه های سنتی، باورهای مردم ایران ارزش نهادن به زندگی شخصی و حرمت آن و نیز عزت نفس ایرانیان بوده که این امر به گونه ای معماری ایران را درونگرا ساخته است .(پیرنیا:35)

این ویژگی در معماری هخامنشی نیز دیده می شود:«در کاخ شوش نیز درونگرایی دقیقا دیده می شود و طرح ساختمان به گونه ای بوده که کمترین تابش آفتاب به درون آن بتابد. برخی از فضاهای درونی آن شامل شاه نشین و تنبی است که جلوی آن تالاری داشته است »(همان:85)

نوع معماری سنتی ایرانی در همۀ شهرها فراگیر بوده و گاه از یک سرزمین به جاهای دیگر رسیده است :«سرزمین آذربایجان در معماری ایران در رده نخست اهمیت قرار دارد چرا که سه شیوه معماری ایران (پارسی، آذری، اصفهانی )از سرزمین آذربایجان سرچشمه گرفته و به سراسر کشور رسیده است .»( همان:206)

خانه های سنتی تبریز هم طبق سنت دیرین معماری ایران، بافتی درونگرا دارند و غالبا نور، تهویه و منظر اتاق ها از حیاط درونی تأمین می شود.این امر برای جهانگردان جالب توجه بوده است:«کنت دوسرسی» در یادداشت های خود به خانه های تبریز چنین اشاره کرده است: در واقع دو طرف کوچه ها دیوارهای بلندی کشیده شده و فقط میانشان سوراخ کوچکی است که تنها به یک نفر برای ورود به خانه راه می دهد ولی همینکه از این مدخل تنگ و پست عبور کردیم وارد حیاط های می شویم که همیشه مزین به درخت و گل است یا باغ هایی که با صفا و سر سبز است .(سلطان زاده:86)

مشخصات ظاهری کتاب 

کتاب «خانه های تبریز» نمونه هایی از خانه های تبریز را که نشانگر سه دوره معماری تبریز(زندیه ،قاجار،پهلوی) است بررسی کرده و جنبه های معماری انرا مورد توجه قرار داده است.این سه دوره به این علت انتخاب شده که از خانه های پیش از این تاریخ  اثری دیده نمی شود:«به علت زلزلۀ مهیب سال 1193 ق مربوط به اواخر زندیه و اوایل دوره قاجار شهر کاملا با خاک یکسان گردیده و به جز چند بنای معروف از جمله ارگ علیشاه و مسجد کبود اثر دیگری از دوره های قبل باقی نماند.»( کی نژاد :10)

کتاب دارای 140 صفحه و به دو زبان فارسی و لاتین تألیف شده و مصور است. طرح روی جلد آن نقشی از خانه بهنام دارد و پشت جلد با خانه امیر نظام مزین گردیده است.

موضوع کتاب معماری خانگی ایران و به طور اختصاصی شهر تبریز است وشامل سه فصل است:

فصل اول: کلیاتی درباره ساخت و ساز بناهای شهر تبریز

فصل دوم: بررسی تطبیقی خانه های تبریز در سه دوره (زندیه ،قاجار،پهلوی)

فصل سوم: خانه ها – در این کتاب 15 خانه بررسی شده است: حاج شیخ، مجتهدی جنوبی و شمالی، علوی، مشروطیت، شربت اوغلی، ساوجبلاغی، امیرنظام، کلانتری، قدکی، لاله ای، صحتی، رستگار، نیشابوری، اردوبادی، ثقه الاسلام، گنجه ای زاده غربی و شرقی.

در ابتدای کتاب اصطلاحات معماری قدیمی مثل :طنبی(تنبی)،هشتی،صفّه، شاه نشین، مهتابی، ایوان، ارسی توضح داده شده و با علامات اختصاری لاتین مشخص شده است.

این خانه ها عموما متعلق به اعیان و سیاسیون بوده که درحال حاضر با تغییر کاربری به مکان هایی برای استفاده عموم تبدیل شده اند. چهار باب از خانه (خانه های قدیمی مجاور هم در محلۀ مقصودیه تبریز به نام های خانه های بهنام ، قدکی و گنجه ای زاده ) به منظور تأسیس رشتۀ معماری دانشگاه صنعتی سهند در اختیار دانشگاه صنعتی سهند قرار گرفته که اکنون دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه هنر اسلامی تبریز است همچنین«خانه اردوبادی به مرکز اسناد، خانه شربت اوغلی به فرهنگسرای تبریز، خانه میرزایی و نیشابوری به مهد قرآن، خانۀ سلماسی به موزه سنجش و خانه ثقه الاسلام به دفتر فنی میراث فرهنگی تبدیل شدند و خانه های علوی، امیر نظام، حیدر زاده، رستگار مجتهدی و صحتی نیز در حال مرمت و تغییر کاربری اند.»( همان:10)

در فصل اول توضیحاتی راجع به موقعیت خانه ها داده شده و جبهه های خانه ها از چهار جهت اصلی توصیف شده است:

جبهه شمال به علت مسایل اقلیمی نورگیری مناسب و استفاده از آفتاب در فصل های سرد سال در تمامی خانه ها مورد توجه بوده است در این جبهه فضاهای اصلی زندگی از جمله طنبی ها و کله ای ها قرار گرفته است. همچنین ایوانی سرتاسری نیز در این جبهه قرار گرفته که باعث جلوگیری از نور آفتاب در تابستان است. جبهه غرب نظر به اینکه پشت به آفتاب نامناسب غرب دارد در درجه دوم اهمیت است به گونه ای که در صورت چند جبهه ای بودن خانه ها جبهه غربی اولویت دارد. این جبهه بیشتر مخصوص فضاهایی چون سردابه ها و انباری ها بوده که کمتر مورد استفاده قرار می گرفته اند. جبهه شرقی از آنجایی که در معرض نور مناسب غرب است در خانه هایی که دو جبهه ای هستند مورد استفاده قرارنگرفته است اما در خانه هایی که در سه جبهه ساخته شده از جبهه شرقی استفاده شده است.( همان:12)

با توصیف هرگونه معماری نام خانه ای که دارای آنگونه است آورده شده است:

«دسترسی به حیاط اندرونی یا مستقیم از فضای بیرونی و از طریق ورودی ای که مختص حیاط اندرونی است صورت می پذیرد (خانه های مجتهدی، شربت اوغلی، حیدر زاده و امیر نظام)یا پس از ورود به حیاط بیرونی و از طریق فضاهای داخلی (خانه های بهنام و قدکی)»( کی نژاد:20)

در این کتاب تعداد 15 خانه از نظر شناخت عناصر مهم مورد تحلیل قرار گرفته اند. «خانه های برداشت شده از دو منظر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته، ابتدا به تحلیل ساختاری و کالبدی فضاهای خانه ها پرداخته شد. در این مرحله به کلیاتی چون: جبهه های ساخته شده بنا، نحوه استقرار ورودی نسبت به همسایگی یا محور اصلی و فرعی فضاهای مستقر در راستای محور اصلی و فرعی  در طبقات مختلف اشاره گردید.سپس فضاهای اصلی هرخانه به صورت مجزا بررسی شد که شامل ورودی و هشتی، طنبی، حوضخانه، کله ای، حیاط اندرونی و بیرونی، ایوان و پله می باشد. علت انتخاب فضاهای یاد شده این است که حضور اصلی و عمده ای در سازمان دهی فضایی خانه ها داشته و در طول زمان نسبت به فضاهای دست دومی همچون اتاق ها سرداب ها  انباری ها و غیره کمتر دستخوش تغییر و تحول بوده اند در این مرحله بیشتر به تغییرات کالبدی و شکلی فضاها توجه شده و ارتباط و دسترسی به فضا مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است.»( همان:11)

تاریخ ساخت خانه ها نیز در جهت گیری آنها تأثیر داشته مثلا «در خانه هایی که مربوط به اوایل قاجار است و هنوز از الگوی معماری درونگرای ایرانی تبعیت می کند جبهه جنوبی به صورت تابستان نشین در آمده که نمونه آن در خانۀ بهنام قابل مشاهده است.(:12)اما در دوره پهلوی عناصر وارداتی از جمله برونگرایی بیشتر دیده می شود.

به طور کلی می توان گفت سعی شده تا ورودی خانه ها در امتداد محورهای اصلی و فرعی بنا قرار نگیرد . این نکته بیانگر اهمیت موضوع محرمیت خانه ها می باشد چرا که دید مستقیم از ورودی به درون خانه میسر نمی گردد. این نکته در تمامی خانه ها تا دوران رضا شاهی قابل مشاهده است .

فضای خانه ها نیز مطابق با فرهنگ ایرانی است به طوری که «طنبی» به عنوان اتاق میهمان ، مهمترین فضای خانه و نورگیرترین آنهاست و با ارسی های زیبا شکوه خاصی دارد.

در فصل دوم(در بررسی تطبیقی خانه ها) تک تک مواردی که در فصل اول توضیح داده شده، در خانه ها بررسی شده و تحولات و دگرگونی های هر یک از فضاها در طول ادوار مورد بحث نشان داده شده است. در این بخش دوره های زندیه تا قاجار به طور جداگانه بررسی شده تا نحوه سازماندهی فضای خانه ها در یکدوره مطالعه شود .این بررسی ها شامل همان مباحث فصل اول است .

در دوره زندیه تنها خانه بهنام مورد بررسی قرار گرفته است که احتمال دارد متعلق به اوایل قاجار باشد.جبهه اصلی آن شمالی و جهت گیری رو به جنوب است  و اصلی ترین فضا در سازماندهی خانه طنبی است که در جبهه شمالی قرار دارد.

در اوایل قاجار جبهه اصلی ساختمان جبهه شمالی است جهت گیری رو به جنوب بوده و طنبی مثل دوره زندیه است همچنین ایوان نقش مهمی  دارد .

در اواسط قاجار هم جبهه شمالی در اولویت است و جهت گیری ها رو به جنوب. در این دوره این خانه بررسی شده: خانه حاج شیخ، مجتهدی جنوبی، علوی و مشروطیت

اواخر قاجار به دوره اول و دوم تقسیم شده از دوره اول، خانه های شربت اوغلی و حیدر زاده و از دوره دوم خانه های ساوجبلاغی امیرنظام کلانتری قدکی بررسی شده اند.

«در دوره اول با توجه به تغییرات کالبدی در سازماندهی فضاها هنوز عناصر پیشین حضور کمرنگی  دارند (خانه های شربت اوغلی و حیدر زاده )اما در دوره دوم عناصر وارداتی حضوری پر رنگ داشته و تزئینات غیر ایرانی آشکارا مشاهده می شود.(خانه های ساوجبلاغی امیرنظام و کلانتری) در این دوران جبهه شمالی همچنان در اولویت اصلی بوده و جبهه غربی در اولویت دوم و جبهه شرقی اولویت سوم را داراست (خانه های قدکی شربت اوغلی حیدرزاده و امیر نظام )خانه کلانتری که مربوط به اواخر قاجار(دوره دوم )است به صورت کلاه فرنگی درمرکز یک باغ ساخته شده است  جهت گیری همچنان رو به جنوب است.»(کی نژاد:29)

«در این دوره که حضور عناصر وارداتی معماری بیشتر قابل مشاهده است اگر چه طنبی و حوضخانه و ایوان سراسری هنوز در راستای محور اصلی واقع شده اند؛ اما عناصری چون راه پله مرکزی و ایوان های کوچک نیز در راستای این محور شکل می گیرند. طنبی بیشتر در طبقه هم کف واقع است و جلوی آنرا ایوان سراسری فرا گرفته است.(خانه های قدکی حیدر زاده ساوجبلاغی و امیر نظام )»( همان:31)

در این دوره کله ای از فضای خانه حذف شده (همان:31)

انواع پله نیز توصیف گردیده است به عنوان پله های داخلی پله های  شکل پله ای T شکل پله بیرونی و....

پله ها چه به شکل پله خارجی و چه به صورت پله داخلی به یک عنصر شاخص و پر اهمیت تبدیل می شود که ابن امر حاکی از وارداتی بودن ان است .( همان:32)

دوره پهلوی اول

خانه های این دوره عبارتند از: لاله ای و صحتی رستگار و نیشابوری اردوبادی ثقه الاسلام گنجه ای زاده غربی مجتهدی شمالی از این دوره بررسی شده اند.

در دوره پهلوی نحوۀ معماری تفاوت کرده و بیرونی و اندرونی اهمیت خود را از دست داده . در خانه هایی که به اوایل تااواسط قاجار مربوطند و د رآنها طنبی حوضخانه کله ای و ایوان به عنوان فضاهای اصلی وجود دارند این فضاها در امتداد محور اصلی خانه استقرار یافته اند و د ردوران متأخر _ اواخر قاجار و پهلوی اول- با کاهش اهمیت این فضاها محل استقرار آنها نیز از محوریت خارج می شود.( همان:13)

همزمان با تغییرات فرهنگی در نوع معماری خانه ها نیز تغییرات مهمی پیدا شده به ویژه در دوره پهلوی  این تحول چشم گیر تر است. اما این تغییر بیشتر در بیشتر شدن عناصر وارداتی است نه در جبهه ها. به طوری که  در خانه های این دوره نیز همچنان جبهه شمال در اولویت اول و جبهه غرب و شرق در اولویت دوم و سوم است . ولی« از تعدد جبهه های ساخته شده کاسته شده و بیشتر آنها در جبهه شمالی (خانه های لاله ای و صحتی)یا در دو جبهه(خانه های رستگار و نیشابوری)ساخته می شوند همچنین خانه هایی به صورت کلاه فرنگی که از هر چهار طرف دارای نمای بیرونی می باشند رواج می یابد که نشانگر رواج معماری وارداتی است (خانه  های اردوبادی و ثقه الاسلام )( همان:32)

عناصر اصلی مثل طنبی و کله ای و ایوان و حوضخانه نیز دچار تحول شده به نحوی که  طنبی در برخی خانه ها چون (خانه های گنجه ای زاده غربی مجتهدی شمالی اردوبادی رستگار ثقه الاسلام لاله ای و صحتی )از طبقه همکف به طبقه اول انتقال یافته است.

«در خانه اردوبادی – که کاملا برونگراست – نه تنها ورودی اصلی و فرعی در امتداد محورهای اصلی و فرعی قرار گرفته بلکه از طریق عناصر معماری همچون پله و ایوان به آن تأکید شده است همچنین است خانه رستگار که وجه بیرونی آن دارای اهمیت خاصی می باشد و ورودی در آن در امتداد محورها قرار گرفته است .»( همان:13)

همچنین حوضخانه یا به کلی حذف شده یا مرکزیت و شکل پیشین را ندارد و از اهمیت آن کاسته شده است . مهمترین ویژگی معماری در دو دوره قبل درونگرایی بوده که در این دوره کمتر شده در نتیجه حیاط اندرونی منسوخ شده و فضای باز خانه منحصر به حیاط بیرونی است و حوضخانخه نیز کاملا حذف شده است .

در فصل سوم عکس خانه ها از زوایای مختلف و گاه از دور و نزدیک نشان داده شده و نقشه برخی فضاهای اصلی نیز دیده می شود که به وسیله حروف اختصاری لاتین امکان معرفی فضا ها فراهم شده است .

در این فصل توضیحات کمی وجود دارد و تنها به عکس و نقشه و توضیحات مختصری راجع به مساحت و تعداد طبقات خانه ها اکتفا شده است . بیشتر خانه ها دارای سه طبقه و برخی دو طبقه اند.خانه صحتی با مساحت 844 کوچکترین و خانه قدکی با 2200 متربزرگترین خانه است.«خانه قدکی به وسیله اعتمادالدوله (والی شهر تبریز) ساخته شده و در دوره ای به عنوان اسلحه خانه و کمیته موقت عمل کرده است.»( همان:62)

خانه گنجه ای زاده دو قسمت دارد بخش شرقی در دوره قاجار و بخش غربی اوایل پهلوی. بخش اول درونگرا و دومی برونگراست این خانه جزو مجموعه دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه هنر اسلامی تبریز است.

خانه ختایی در هنگام حملۀ روس ها محل قتل عام خاندان ختایی ها بود و حالا خانه هنرمندان شده است .

در صفحه 66 شیشه های رنگی پنجره ارسی نشان داده شده که انعکاس نور آفتاب و سایه رنگین آن بر کف اتاق منطره جالبی پدید آورده است .

همچنین در صفحه 78خانه لاله ای ها  900 مترمربع عرصه و 600 متر مربع اعیانی در دوطبقه دیده می شود.این خانه متعلق به یحیی ذکاء از پژوهشگران معاصر بوده که اکنون به دفتر پژوهش های تاریخی یحیی ذکاء تبدیل گردیده است .

خانه کلانتری نیز داخل باغی است و نیاز به مرمت دارد متعلق به خانواده آقای کلانتری از افراد صاحب نام قاجار بوده است.  قسمت باقی مانده بنا فرم چلیپا دارد و دو طبقه است .

به طور کلی این کتاب تنها به ویژگی های کالبدی و نحوه قرار گرفتن فضا ها توجه داشته و عناصری نازک کاری و تزئینات بنا مانند کاشیکاری، گچ بری و مصالح به کار رفته در ساختمان در این تحقیق جایی ندارد. ولی با توجه به عکسهای رنگی و نقشه بنا در فصل سوم و دوزبانه بودن ، کتابی مفید و جالب توجه است .

نکته ای که به نظر می آید از قلم افتاده، راجع به جلد دوم این کتاب است که مشخص نیست به چاپ رسیده یا نه . زیرا در همین جلد اول هر سه دوره زندیه، قاجار و پهلوی بررسی شده و نمی دانیم جلد دوم راجع به چه مبحثی است . بهتر بود در اینباره نیز توضیح داده می شد.

منابع

سلطان زاده ،حسین ،تبریز خشتی استوار در معماری ایران ، دفتر پژوهش های فرهنگی ،چ2، 1376

کی نژاد، شیرازی،محمدعلی، محمدرضا، خانه های قدیمی تبریز، ، تهران ، فرهنگستان هنر جمهوری اسلامی ایران ، مؤسسه تألیف ترجمه و نشر آثار هنری ،1389،140 صفحه

پیرنیا ،محمد کریم ، نشر پژوهنده- نشر معمار،1380