X
تبلیغات
رایتل

مقالات مریم غفاری جاهد

مقالات چاپ شده مریم غفاری جاهد (دکترای ادبیات فارسی و منتقد برگزیده پنجمین جشنواره نقد کتاب)

جمعه 11 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 00:11

فیلمی به نام آدم ، زنی به نام مرگ

فیلم آدم به کارگردانی عبدالرضا کاهانی  فیلمی هنری است که داستان ان در روستایی به نام عیش آباد اتفاق می افتد که نمادی از دنیاست . اهالی عیش اباد همگی به شغل نوازندگی مشغولند و سال هاست که مرگ کسی در این ده اعلام نشده است .موضوع فیلم  این است که زنی ناشناس به دنبال یکی از اهالی به نام آدم می گردد. آدم تا انتهای فیلم پنهان نگاهداشته می شود و معلوم نیست علت

این پنهان کاری چیست و اصلا چرا از میان تمام اهالی ده ادم انتخاب شده است . تا انتهای فیلم هیچ معلوم نیست که این زن ناشناس که با این جدیت دنبال ادم  می گردد با او چه کار دارد در سکانس پایانی پس از مرگ آدم ، اورا می بینیم که همراه زن با اتومبیلی که زن با ان امده در حال رفتن است . تازه می فهمیم زن ،فرشته مرگ است وامده بوده تا ادم را ببرد . لهجه های غیر عادی بازیگران و صحبت های ارام انان در بیشتر مواقع مشخص نیست و از حرفهایشان نمی توان سر در اورد. ادم کیست و در این ده چه می کند چرا چهره او تنها در عکسی که به دنبال زن است نشان داده می شود و او چه ویژگی خاصی دارد که فرشته مرگ با این وضوح به دنبالش آمده است .

انتخاب نام آدم برای شخصیتی که قرار است بمیرد کاری جالب و تفکر بر انگیز است واز نکات خوب فیلم به شمار می رود . وجود فضای روستایی و بکر ده و بازی های بی پرده بازیگران با فضای مرده و غمگین فیلم هماهنگ است  اما ریتم کند و بدون حادثه ان وعدم صحنه های روشن و شاد که با مساله بی مرگی تضاد دارد ، بیننده را زود دلزده می کند تنها چیزی که می تواند بیننده را تا پایان نگه دارد حل معمای زن ناشناس است که آنهم تا صحنه پایانی به درازا می کشد .

با کمی تفکر و پرسه در حوالی رمان های بزرگ دنیا متوجه می شویم این فیلم برداشتی از رمان "هجوم دوباره مرگ"اثر ساراماگو نویسنده پرتقالی است . اما آن کجا و این کجا . البته انکار نمی توان کرد وجود شباهتهایی موجب می شود که به این راز پی ببریم اما رمان ساراماگو صرف نظر از پر گویی های نویسنده که گاه ملال آور است حاوی مسایلی کلی و بسیار پر حادثه و جذاب است و در انتها به نقش هنر و زنده و جاوید بودن هنرمند می پردازد. در واقع باید گفت این فیلم برداشتی ناقص از بخشی از رمان"هجوم دوباره مرگ" است نه همه آن.

شباهتها و تفاوتهایی که می توان میان آن رمان و این فیلم پیدا کرد دراین موارد خلاصه می شود :

1- مرگ زن است . در اثار ساراماگو زن نقش های مهم بر عهده دارد و قوی تر  از مرد است در این رمان هم نقش مهم مرگ به زن داده شده و اقتدار او به نمایش گذاشته شده است . در این فیلم نیز مرگ به صورت زنی زیبا ظاهر شده که مردها را عاشق خود می کند؛ اما در رمان ساراماگو مرگ بدون واسطه به سراغ نوازنده می رود و با او ملاقات می کند واز کسی کمک نمی گیرد و در این فیلم مرگ به همه متوسل می شود حتی به زنی که با ادم زندگی می کند؛ در حالیکه اعتراف می کند که خودش می تواند آدم را پیدا کند. تفاوت دیگر این است که در رمان ساراماگو بر خلاف این فیلم که هویت زن ناشناخته است ، خواننده می داند که زن زیبا مرگ است ونقطه مبهمی وجود ندارد.

2- مردی که در داستان ساراماگو ،موجب شد مرگ با شکل زن بر او ظاهر شود ، نوازنده بود ، آدم هم نوازنده است با این تفاوت که در این ده تمام مردها نوازنده اند ومنحصر به یک تن نیست. از طرفی مرگ در رمان ساراماگو در وجود مرد نوازنده تفاوتی می بیند که مستقیما به سراغ او می رود اما تفاوت آدم این فیلم با بقیه مشخص نیست .

3- در سرزمینی که ساراماگو به تصویر کشیده مرگ اعتصاب کرده و کسی را نمی کشد و بعد به کار خود جنبه متنوعی می دهد و نزدیک بودن مرگ آدمها را توسط نامه به آنها اطلاع می دهد. در این فیلم آدم ها می میرند و مرگشان پنهان نگه داشته می شود اما در ابتدای فیلم اینطور به نظر می رسد که واقعا در این روستا کسی نمی میرد و نکته غریب اینجاست که به چه دلیل مرگ آدم علنی شد و او را در گورستان دفن کردند.

4- از صحبت های مردی که بیشتر در فیلم حضور دارد می فهمیم علت اینکه مرگ آدم ها در این ده پنهان نگه داشته می شود مسایل مادی است اگرمردم بدانند کسی از این ده مرده دیگر نوازنده ای از ان دعوت نمی کنند به گمان اینکه عزادارند. انها برای حفظ شغل و در امد خود مرگ ادم ها را مخفی نگه می دارند حتی برای مرده ها عزاداری نمی کنند و تنها یکنفر از میان  انان همیشه لباس عزا به تن دارد که همان زن ادم است؛ اما درونمایه رمان ساراماگو متفاوت است ساراماگو اهمیت مرگ را در زندگی انسانها می نمایاند و سپس با اظهار عجز مرگ در مقابل مرد نوازنده ، جاودانگی هنر را به میان می آورد و این دو دیدگاه با هم بسیار با هم متفاوتند.

و به طور کلی اگر بخواهیم نگاه کنیم برداشت این فیلم از رمان ساراماگو بسیار ابتدایی و ضعیف است. ساراماگو در نوشته هایش اهدافی سیاسی اجتماعی و فرهنگی را دنبال می کند و سوالات ذهن خواننده را بی جواب نمی گذارد؛ اما در این فیلم نه تنها هدف مهمی وجود ندارد، همه چیز گنگ و مبهم است . نه از شخصیت آدم و امتیاز او بر دیگران چیزی می دانیم ونه از مولد و منشأ و وطنش و دلیل آمدن او به این ده. همینطور عاشق شدن مرد کوتاه قد به مرگ که به صورت زنی زیبا ظاهر شده است . روابط علت و معلولی مشخص نیست و این ضعف در کنار کند بودن ریتم فیلم و فضای غمناکش جذابیت فیلم را کم می کند .

 به طور کلی فیلم" آدم " فیلمی است فاقد جذابیت هایی که از یک فیلم انتظار می رود . این فیلم با وجود داشتن داستانی خوب، فاقد صحنه هایی است که برای جذب مخاطب لازم است .